هو المعشوق
.jpg)
سلام به همه ی بر و بچه های زیر سایه ی خدا !!!ما جماعت انسانها هر کدوم به اندازه ی وسعت دلمون آینه ی خداییم و البته میتونیم به دلمون وسعت بدیم.میتونیم نمایشگاهی از صفات خدایی در وجودمون برپا کنیم تا هر کی دلش برا خدا تنگ شده با یه نیم نگاهی به ما یاد خدا کنه تا یه کم دلتنگیش تسکین پیدا کنه! شاید به همین خاطر هست که بهمون سفارش کردن با کسی دوست باشین که نگاه به او شما رو یاد خدا بندازه!!
الغرض اینکه یکی از صفات خدا که در ما انسانها هم خیلی خوب جلوه گری میکنه صفت عاشقی ست!!! یعنی اگه ما توی هیچ صفتی رنگ خدا نباشیم این یکی رو خوب اومدیم! البته خدا عاشق صفات کمالی ست مثل یکرنگی " صفای باطن"صداقت"سخاوت"شجاعت"کمک به از پا افتاده ها"مهربونی و... خلاصه هر چی که ما رو رنگ خدا کنه!
گاهی وقتها ما عاشق میشیم اما این عشق نه تنها ما رو رنگ خدا نمیکنه بلکه ما رو ازش دور هم میکنه! مثلا" با این عشق به پدر و مادرمون که عزیزترینهای هر کسی هستند پشت میکنیم یا دلشون رو میشکنیم! دیگه تمام زحمت هاشون رو فراموش میکنیم بد اخلاق و کم حوصله میشیم و گاهی هم زبونم لال بوووووووق!
همه ی این نا مهربونی هایی که از ما سر میزنه به خاطر یه عشق (یا هوس) کوچه خیابونیه! عشق از جنبه ی احساسی انسان صادر میشه که باید با عقل کنترل بشه! مدیریت عشق یعنی دوست داشتن طرف به اندازه ی رنگی که از خدا داره! به اندازه ی صفات انسانی او! بله قبول دارم که خوشگلی و خوش تیپ بودن طرف هم ظهوری از جمال خداست اما آیا فقط خدا همین یه صفت رو داره؟! نه بخدا! حالا چی شده که بیشترمون دنبال این صفت راه افتادیم باید سراغش رو از دشمن زیباییها یعنی شیطون!! بگیریم. جمال و زیبایی ظاهری اگه با ادب و شخصیت و سایر صفات خدایی همراه باشه اون وقت ارزش عشق پیدا میکنه و گر نه مثل گل زیبایی خواهد بود که توی زباله دون روییده!! راستی تا یادم نرفته بگم : حکیمی میگفت :دوستی هایی که برای خدا نیست فردای قیامت به دشمنی تبدیل میشه !!
گپ امشبم رو با دو تا شعر حکیمانه تموم میکنم چون دیگه داره خوابم میگیره.....
اولیش:
صبحدم مرغ چمن با گل نو خواسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت!!!!!!
دومیش:
عشق هایی کز پی رنگی بود /
عشق نبود عاقبت ننگی یود/
عشق آن زنده گزین کو باقی است/
کز شراب جان فزایت ساقی است /
تا دیر نشده رنگ عشق به خودتون بگیرین البته زیر سایه ی خدا!!!!!! 